
هفت ساله بودم. بیسکویتها و ویفرهای منیژه همیشه خوشمزه بود. خوشمزهتر از خوراکیهای من. یک بار به او گفتم اینها را از کجا میخری؟ نشانی داد و من دست پدرم را گرفتم و گفتم من را به آن مغازه ببرد. با هم رفتیم و از همان ویفرها خریدیم. چند وقت بعد، منیژه خوراکی دیگری به مدرسه آورد که آن هم خوشمزه بود. اینبار آنها را از یک قنادی میخرید. *** سالهای بسیاری از آن زمان گذشته است و من خیلی وقت است که دیگر یک دختر مدرسهای نیستم. اما تمام این سالها دنبال ویفرهای هفت سالگیام میگشتم....
ادامه مطلب