
روی تمام صندلیها نوشته بود: پرواز به سریعترین شکل ممکن! اما ما دو ساعت و نیم قبل پرواز، همانطور توی سالن نشسته بودیم و منتظر بودیم تا ببینیم بالاخره کی نقص فنی هواپیما برطرف میشود و این تاخیر تا چند ساعت ادامه دارد! ردیف کناری، زن و شوهر جوانی نشسته بودند که ایرانی نبودند. از همان لحظهای که در سالن بودیم توجهام را جلب کرده بودند. پسر سبزه بود و پیراهن سبز تیرهی بلندی پوشیده بود. دختر هم یک عبای سبز تیره به تن داشت و شالی به سر درست به همان رنگ. خیلی دلم میخواست بدانم کجاییاند. از ظاهر پسر ...
ادامه مطلب